خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵
خانه » علمی » مغز میانی / تحقیق کامل در مورد مغز میانی انسان / Midbrain
مغز میانی / تحقیق کامل در مورد مغز میانی انسان / Midbrain

مغز میانی / تحقیق کامل در مورد مغز میانی انسان / Midbrain

مغز میانی انسان

 

تحقیق در مورد مغز میانی ( Midbrain )

 

مغز میانی قسمت فوقانی ساقه ی مغزی می باشد و مغز قدامی را به مغز خلفی متصل می کند و دارای مجرایی به نام مجرای مغزی سیلویوس است که بطن های سوم و چهارم مغز را به هم متصل می کند. طول و عرض مغز میانی حدود یک اینچ می باشد.

 

مغز میانی قسمتی از مغز است که در بالای پل مغزی(pons) قرار دارد . مغز میانی از طرف بالا با مغز جلویی(forebrain) و از طرف پایین با پل مغزی مجاور می باشد. طول و عرض مغز میانی حدود ۲٫۵ سانتیمتر است ٬ مجرای مرکزی مغز میانی را مجرای مغزی (cerebral aqueduct) می نامند. مغز میانی دارای یک سطح جلویی ٬ یک سطح عقبی و دو سطح طرفی می باشد.

 

مغز میانی از شکاف چادرینه ای (tentorial notch) می گذرد و از طرفین در مجاورت با شیار پاراهیپوکامپی و راه بینایی (optic tract) ٬ شریان مغزی خلفی ٬ ورید قاعده ای ٬ عصب چهارم کرانیال(تروکلئار) و اجسام زانویی می باشد. مغز میانی از جلو در مجاورت با چنبره (splenium) جسم سخت ٬ ورید مغزی بزرگ ٬ جسم صنوبری و پولینار می باشد.

 

مغز میانی شامل دو بخش قدامی(پایه های مغزی) و خلفی(تکتوم) می باشد. تکتوم بخش کوچکی بوده و در خلف مجرای مغزی قرار می گیرد و اجزای مغز میانیچهار برجستگی (دو تا فوقانی و دو تا تحتانی) را می سازد. پایه های مغزی در طرفین و جلوی مجرای مغزی قرار می گیرند. البته خود پایه های مغزی از جلو به عقب به ترتیب از عناصر زیر ساخته شده اند :


۱- پایک های مغزی Crus cerebri

۲- جسم یا توده ی سیاه substantia nigra

۳- تگمنتوم

 

سطح جلوی مغز میانی

 

در روی این سطح عناصر ذیل وجود دارند :

 

پایه های مغزی (cerebral peduncle): دو عدد می باشند که از کنار پایینی این سطح شروع می شوند و به طرف بالا و خارج امتداد می یابند ٬ از محل اتصال ٬ پایه های مغزی عصب زوج سوم مغزی یا عصب اکولوموتور(oculomotor nerve) خارج می شوند.

 

حفره ی بین پایه ای (interpeduncular-fossa): بین پایه های مغزی فضایی مثلثی شکلی به نام حفره ی بین پایه ای وجود دارد ٬ قسمت بالای این حفره برای عبور شاخه های مرکزی شرایین مغزی عقبی ٬ سوراخ است بدین جهت آن را توده ی سوراخ شده ی عقبی(posterior perforated substance) می نامند.

 

سطح عقبی مغز میانی

 

این سطح از چهار برجستگی تشکیل شده است ٬ دو برجستگی بالایی را superior colliculus می نامند که مرکز رفلکس بینایی می باشند ٬ دو برجستگی پایینی را inferior colliculus می گویند که مرکزی برای تقویت شنوایی هستند ٬ بین برجستگی های بالایی و پایینی و متاتالاموس(Metathalamus) رشته های عصبی سفید رنگی وجود دارند که آنها را بازوهای بالایی(superior brachium) و پایینی برجستگی ها(inferior brachium) می نامند.

 

اجسام زانویی داخلی و خارجی(متاتالاموس) در زوایه ی خلفی طرفی مغز میانی قرار می گیرند. اجسام زانویی خارجی توسط بازوی فوقانی(superior brachium) به برجستگی فوقانی متصل شده و جزو راه های بینایی هستند. اجسام زانویی داخلی توسط بازوی تحتانی به برجستگی تحتانی متصل می شوند و مربوط به راه های شنوایی می باشند.

 

سطوح طرفی مغز میانی

 

در این سطوح شیارهای طرفی قرار دارند.

 

تقسیمات مغز میانی

 

مجرای مغزی(cerebral aqueduct) از ضخامت مغز میانی می گذرد ٬ اگر یک برش کرونال طوری به مغز میانی بدهیم که از مجرای مغزی عبور کند ٬ مغز میانی به دو قسمت جلویی و عقبی تقسیم می شود ٬ بخش جلویی را پایه ی مغزی(cerebral peduncle) و قسمت عقبی را تکتوم(Tectum) (سقف ٬ منظور سقف مجرای مغزی است) می گویند ٬ تکتوم شامل برجستگی های بالایی و پایینی(colliculi) می باشد.

 

قسمت جلوی مغز میانی یعنی پایه های مغزی هم به وسیله ی یک ورق نازک سیاه رنگ به نام نیگرا ساب استنشیا یا توده ی سیاه(substantia nigra) به دو بخش جلویی و عقبی تقسیم می شود ٬ قسمت عقبی را تگمنتوم به معنی پوشش(tegmentum) و قسمت جلویی را کروس سربری به معنی پایه مغزی(Crus Cerebri) می نامند.

 

اجزای مغر میانی

 

ساختمان داخلی مغز میانی

 

برای مطالعه ی ساختمان داخلی مغز میانی از دو برش عرضی استفاده می شود ٬ یکی در ناحیه ی برجستگی های بالایی و دیگری در برجستگی های پایینی.

 

مقطع عرضی در ناحیه و سطح برجستگی پایینی

 

در این مقطع عناصر زیر دیده می شوند :

 

۱- هسته ی عصب چهارم یا عصب قرقره ای یا تروکلئار(trochlear) در ناحیه ی جلوی داخلی ماده ی خاکستری مرکزی قرار دارد.

 

۲- هسته ی مزانسفالیک(mesencephalic) ٬ عصب تری جمینال یا عصب سه شاخه ای(trigeminal nerve) در ناحیه ی طرفی ماده ی خاکستری مرکزی واقع شده است ٬ این هسته شامل اولین نورون های تک قطبی است که حس عمقی یا پروپریوسپتیو(proprioceptive) عضلات جونده ٬ صورتی ٬ چشمی ٬ و رباط های اطراف ریشه ی دندان ها منتقل می کند.

 

۳- برجستگی پایینی(inferior colliculus): در مسیر راه شنوایی قرار دارد.

 

۴- توده ی سیاه(نیگرا ساب استنشیا): به شکل ورقه ی سیاه رنگی است که بین تگمنتوم و basis cerebri قرار دارد و برای کنترل عضلات به کار می رود. خرابی آن موجب بیماری پارکینسون یعنی لرزش و سفتی عضلات می شود.

 

۵- پایه های مغزی شامل راه های هرمی می باشند.

 

ماده ی خاکستری شامل ماده ی خاکستری مرکزی (در اطراف مجرای مغزی ٬ مغز میانی) برجستگی تحتانی و جسم سیاه می باشد. در بخش قدامی داخلی ماده ی خاکستری مرکزی می توان هسته های عصب چهارم تروکلئار را مشاهده کرد. همچنین در بخش طرفی این ماده ی خاکستری می توان هسته های مزانسفالیک عصب تری جمینال را دید که از سلول های تک قطبی ساخته شده اند و پیام های حس عمقی پروپریوسپتیو را از عضلات جونده Maseteric ٬ دندان ها ٬ صورت و عضلات چشم دریافت می کنند. برجستگی تحتانی رشته های آوران را از نوار خارجی دریافت کرده و رشته های وابران آن به جسم زانویی داخلی می روند. قبلا آن را مرکز واکنش های شنوایی می نامیدند اما اطلاعات جدید نشان داده اند که برجستگی تحتانی باعث تمرکز و تشدید اصوات می شود. جسم سیاه لایه ای از ماده ی خاکستری است که از سلول های عصبی رنگدانه دار عمقی ساخته شده است.

 

اندازه ی جسم سیاه در مغز مردان بزرگتر است ٬ با اینحال وظیفه ی خاصی برایش پیشنهاد نشده است و رشته های آوران را از قشر حرکتی کورتیکونیگرال(corticonigral) و بخش حسی دریافت می کند و رشته های وابران آن به تگمنتوم جسم مخطط corpus striatum مغز میانی می روند. در بیماری پارکینسون ٬ رشته های عصبی Nigrostriate که از جسم سیاه به جسم مخطط می روند ٬ دچار آسیب دیدگی می شوند.

 

– ماده ی سفید مغز میانی در این مقطع شامل پایک های مغزی(crus cerebri) و تگمنتوم و عصب تروکلئار می باشند. پایک های مغزی شامل دستگاه هرمی و رشته های پیشانی پلی(frontopontine) و گیجگاهی پلی و آهیانه ای پلی و پس سری پلی می باشد.

 

تگمنتوم محتوی رشته های صعودی می باشد که عبارتند از :

 

۱- نوارها یا راه های داخلی ٬ خارجی ٬ نخاعی و تری جمینال (lemnisci)

۲- نوار یا راه طولی داخلی (ستون وابران حسی)

۳- راه یا نوار تکتواسپینال نخاعی (tectospinal tract)

۴- راه روبرواسپینال (rubrospinal tract)

۵- تقاطع پایه های مخچه ای فوقانی در خط وسط که پس از تقاطع ٬ برخی از رشته ها به طرف بالا و برخی به طرف پایین می روند که در این میان رشته های صعودی به هسته ی قرمز و تالاموس و تشکیلات شبکه ای مغز میانی منتهی می شود و رشته های نزولی به تشکیلات شبکه ای پل مغزی و بصل النخاع و هسته ی زیتونی و هسته ی حرکتی اعصاب مغزی منتهی می گردد.

 

نمای مغر میانی

 

مقطع عرضی مغز میانی در ناحیه ی برجستگی های فوقانی

 

A- هسته های اکولوموتور(oculomotor) در خط وسط به هم چسبیده اند.

B- هسته ی مزانسفالیک عصب پنجم در طرفین ماده ی مرکزی قرار دارد.

C- هسته ی پرتکتال(Pretectal) در جلوی colliculus بالایی قرار دارد و در رفلکس نور به کار می رود.

D- هسته ی قرمز(red nucleus) قطرش حدود نیم سانتی متر است ٬ پایه ی مخچه ای بالایی را به نخاع مربوط می سازد ٬ هسته ی قرمز در تون عضلانی دخالت دارد و به علت پرخونی قرمز رنگ است.

E- توده ی سیاه برای کنترل عضلات ارادی به کار می رود. این کنترل توسط ترشح دوپامین انجام می گیرد ٬ خرابی توده ی سیاه موجب بیماری پارکینسون می شود که از علایم آن لرزش و سفتی عضلات می باشد.

 

در بخش فوقانی مغز میانی ٬ ماده ی خاکستری شامل ماده ی خاکستری مرکزی و برجستگی فوقانی و هسته ی پیش سقفی Pretectal و هسته ی قرمز و جسم سیاه است. ماده ی خاکستری مرکزی حاوی هسته ی عصب سوم مغزی اکولوموتور و هسته ی مزانسفالیک عصب پنجم مغزی(به ترتیب در نواحی داخلی و خارجی) می باشد که هسته های عصب سوم هر دو طرف در خط وسط به هم چسبیده و تشکیل یک توده ی هسته ای nuclear mass را می دهند که جسم هسته ای سپس به دو بخش کوچکتر تقسیم می شود و هر بخش عضلات یکی از چشم ها را عصب می دهد.

 

برجستگی فوقانی رشته های آوران را از شبکیه ی چشم(بینایی) و نخاع(لامسه) و برجستگی تحتانی(شنوایی) و قشر بخش پس سری مغز(نوسانات صدا) دریافت می کند و رشته های وابران آن به شبکیه ی چشم و نخاع(تکتواسپینال) ٬ هسته های ساقه ی مغز و تگمنتوم می روند و کلا برجستگی فوقانی واکنش های چشم ها و سر و گردن را در مقابل تحریکات بینایی کنترل می کند.

 

هسته ی پیش سقفی در عمق بخش فوقانی طرفی برجستگی فوقانی قرار می گیرد و رشته های آوران را از ریشه ی جانبی دستگاه بینایی و قشر ناحیه ی پس سری مغز دریافت می کند و رشته های وابران از آن به هسته های ادینگر-وستفال هر دو طرف می روند. هسته ی پیش سقفی از عناصر مهم در رفلکس نور بوده و هسته ی قرمز قطری برابر ۰٫۵ سانتی متر دارد و رشته های آوران را از پایه های مخچه ای فوقانی ٬ کره ی شفاف یا گلوبوس پالیدوس(Globus Pallidus) ٬ هسته ی ساب تالامیک(subthalamic) و قشر مغز دریافت می کند. رشته های وابران آن به نخاع(راه روبرواسپینال) ٬ تشکیلات مشبک ٬ تالاموس ٬ هسته ی زیتونی و هسته ی ساب تالامیک و غیره می روند و دارای اثر مهارکنندگی بر تونیسیته ی عضلانی می باشند.

 

– ماده سفید بخش فوقانی مغز میانی شامل پایک های مغزی و تگمنتوم و تکتوم می باشد. که از این میان پایک های مغزی تمامی ساختمان های موجود در بخش تحتانی را دارا می باشند و تگمنتوم نیز شامل راه ها(به جز راه خارجی) و تقاطع بامی پیازی(tectobulbar) و بامی نخاعی یا تکتواسپینال و تقاطع روبرواسپینال و دسته ی طولی نخاعی و رشته های ابتدایی عصب سوم مغزی می باشد. تکتوم نیز نشان دهنده ی ارتباط رابط خلفی(post commissure) با برجستگی های فوقانی می باشد.

 

هسته های اعصاب مغزی و تشکیلات مشبک

 

– هسته های اعصاب مغزی : کلا ۱۲ جفت عصب مغزی وجود دارد که به ترتیب عبارتند از:

 

اجزای مغز انسان۱- عصب بویایی (olfactory nerve)

۲- عصب بینایی (optic nerve)

۳- عصب حرکتی چشم (oculomotor nerve)

۴- عصب قرقره ای (trochlear nerve)

۵- عصب سه قلو (trigeminal nerve)

۶- عصب حرکتب خارجی چشم (abducent nerve)

۷- عصب صورتی (facial nerve)

۸- عصب دهلیزی-حلزونی (vestibulo-choclear)

۹- عصب زبانی حلقی (glossopharyngeal)

۱۰- عصب مبهم یا واگ (vagus nerve)

۱۱- عصب فرعی (accessory nerve)

۱۲- عصب زیر زبانی (hypoglossal)

 

در این میان ٬ اعصاب زوج ۱ و ۲ با مغز قدامی و زوج ۳ و ۴ با مغز میانی و زوج های ۵ و ۶ و ۷و ۸ با پل مغزی و نیز اعصاب مغزی ۹ و ۱۰و ۱۱ و ۱۲ با بصل النخاع مرتبط می باشند.

 

– در مراحل اولیه ی رشد رویان و جنین ٬ دیواره ی لوله ی عصبی از سه لایه ساخته شده است که به ترتیب از داخل به خارج عبارتند از:

۱- اپاندیم

۲- لایه ی پوشاننده (Mantel)

۳- لایه ی حاشیه ای(Marginal)

 

لایه های دوم و سوم به ترتیب ماده ی خاکستری و ماده ی سفید دستگاه عصبی را می سازند. ابتدا لایه ی پوشاننده به دو بخش قدامی و خلفی تقسیم می شود که بخش خلفی حسی بوده و آن را صفحه ی بالی(Alar Lamina) می نامند. بخش قدامی حرکتی بوده و آن را صفحه ی قاعده ای(Basal Lamina) می نامند. در حد فاصل این دو صفحه ٬ شیاری به نام شیار محدود کننده یا sulcus limitans وجود دارد.

 

– در نخاع ماده ی خاکستری به صورت یک ستون متراکم در مرکز قرار می گیرد و به دو ستون بدنی یا سوماتیک(somatic) و احشایی(visceral) تقسیم می شود. ستون های سوماتیک عبارتند از:

سوماتیک وابران somatic efferent(شاخ حرکتی قدامی) و سوماتیک آوران عمومی general somatic afferent (شاخ حسی خلفی) که در دوران زندگی جنینی از سومیت ها مشتق می شوند.

ستون های احشایی عبارتند از احشایی وابران عمومی general visceral efferent(حرکتی) و (حسی) که خودکار یا اتوماتیک بوده و غدد و عروق و احشا را نگهداری می کنند.

 

– دو ساقه ی مغز و به ویژه در مغز خلفی کشیدگی صفحه ی سقفی(دیواره ی خلفی) لوله ی عصبی در اثر خمیدگی پلی باعث می شود که صفحات بالی و قاعده ای هر دو در بخش قدامی قرار بگیرند. ماد ی خاکستری نیز ستون های طولی مجزایی را می سازد که ستون های حرکتی از صفحه ی قاعده ای(در بخش داخلی) و ستون های حسی از صفحه ی بالی(در ناحیه ی طرفی) مشتق می شوند. علاوه بر این چهار ستون در نخاع ٬ سه ستون دیگر (کلا هفت ستون یعنی ۳ ستون حرکتی و ۴ ستون حسی) مشاهده می شود که از این سه ستون ٬ دو عدد حسی و حرکتی بوده و به نام ستون های آوران و وابران احشایی مخصوص نامیده می شوند(برای دستگاه های تنفسی ناحیه ی سر) و یک ستون نیز به نام ستون سوماتیک آوران مخصوص نامیده می شود(برای احساسات ویژه).

 

هر ستون به  قطعات کوچکتری تقسیم می شود که این ها نیز به نوبه ی خود هسته های اعصاب مغزی را می سازند.

 

تشکیلات مشبک

 

این تشکیلات عبارتست از یک ساختمان پراکنده و شبکه مانند که از رشته های ریز با تعداد فراوانی هسته تشکیل یافته است. این تشکیلات در مهره داران پست بزرگترین بخش سیستم عصبی مرکزی(CNS) را ساخته و از نظر تکاملی دارای قدمت فراوانی می باشد. اگرچه در همه ی نواحی سیستم عصبی مرکزی دیده می شوند ولی در ساقه ی مغز انسان گسترش بیشتری را نشان می دهند. به طور متداول می توان این تشکیلات را در نواحی خلفی و عمقی مشاهده کرد و به دلیل ظاهر شبکه مانند آن نمی توان مرزبندی دقیق و مشخصی برای آن در نظر گرفت ٬ به عبارت ساده تر این تشکیلات در نواحی و ساختمان های مجاور خود ادغام شده و با آنها مخلوط می شود.

 

ساختمان و عمل تشکیلات مشبک

 

اندازه ی سلول های سیستم رتیکولار(مشبک) از ۱۲-۹۰ میکرون متغیر می باشد و علامت مشخصه ی این سلول ها نیز یک زائده ی آکسونی بسیار طویل است که شاخه های جانبی فراوانی از آن منشعب می گردد و همین امر باعث وجود سیناپس های فراوان در تشکیلات مشبک می باشد. چنان که فقط یک سلول عصبی تشکیلات مشبک از طریق این سیستم پلی سیناپسی در حدود ۳۰۰۰۰ سلول عصبی دیگر را کنترل می کند.

 

آکسون های تشکیلات مشبک در همه ی جهات ممکن سیر می کنند. علاوه بر این راه های صعودی و نزولی عصبی هم در این تشکیلات دیده می شوند که خود شامل رشته های عصبی متقاطع و موازی می باشند و لذا این عوامل سبب انتقال پیام های عصبی و نیز ارتباط مابین بخش های مختلف سیستم عصبی می شوند.

 

تشکیلات مشبک ٬ بسیار پیچیده و بغرنج هستند. بدین معنی که اعمال و ارتباطشان هم سوماتیک (بدنی) و احشایی و هم حرکتی و حسی می باشد. این تشکیلات با بخش های مختلف سیستم عصبی از قبیل مراکز و راه های عصبی حسی و حرکتی و خودکار در ارتباط هستند. اعمال فیزیولوژیک تشکیلات مشبک براساس سیستم باز خوردی(فیدبک) انجام می شود. در نتیجه ارتباطات این تشکیلات دو طرفی و متقابل(reciprocal) می باشد یعنی این تشکیلات با نورون های حسی(نورون های حسی مربوط به احساسات بدنی ٬ تالاموس ٬ نخاع ٬ بینایی ٬ شنوایی و غیره) و نورون های حرکتی(قشر مغز و عقده ی قاعده ای(گانگلیون قاعده ای) ٬ مخچه ٬ هسته های خارج هرمی و اعصاب مغزی نخاعی) در ارتباط هستند. در گروه نورون های حسی ٬ سیستم فعال کننده ی مشبک صعودی اهمیت خاصی دارد و در نتیجه اتصال شاخه های منشعب از دستگاه تالاموسی نخاعی و تری جمینال و شنوایی به بخش طرفی(حسی) تشکیلات مشبک ساخته می شود.

 

تشکیلات مشبک علاوه بر نورون های حسی و حرکتی با نورون های خودکار هیپوتالاموس و سیستم لیمبیک(حاشیه ای) و ستون های وابران احشایی عمومی در ارتباط می باشند.

 

اعمال تشکیلات مشبک

 

۱- عمل تسهیل کنندگی و ممانعت کنندگی

تشکیلات مشبک از طریق ارتباط با بخش حرکتی سیستم عصبی بر فعالیت های ارادی و واکنش های بدن اثر مستقیم می گذارد. البته این اثر تشکیلات مشبک عکس اثر سایر نقاط دستگاه عصبی می باشد ٬ یعنی اگر که نواحی خاصی از تشکیلات مشبک در موردی خاص دارای اثر ممانعت کنندگی باشند ٬ سایر نقاط این تشکیلات می توانند همان عمل را تسهیل نمایند.

 

۲- عمل خودکاری

– تشکیلات شبکه ای از طریق ارتباط با سیستم عصبی خود مختار و نیز سایر مراکز ویژه ٬ براساس نیاز بدن می تواند در فعالیت های تنفسی و عروقی ٬ اثرات تحریکی یا مهار کننده داشته باشند.

 

– تشکیلات شبکه ای از طریق ارتباط با سیستم لیمبیک در تنظیم هیجانات ٬ فعالیت های احشایی ٬ رفتاری و اعمال عصبی هورمونی دخالت می کنند.

 

– تشکیلات شبکه ای توسط سیستم فعال کننده ی مشبک وابران بر سطح آگاهی و هوشیاری فرد اثر تحریکی دارد.

 

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز