خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵
خانه » علمی » تحقیق در مورد آسیب طناب نخاعی
تحقیق در مورد آسیب طناب نخاعی

تحقیق در مورد آسیب طناب نخاعی

 

 

 

آسیب طناب نخاعی

آسیب طناب نخاعی(SCI) ، آسیب به نخاع بوده که می تواند به ریشه های عصبی یا راه های فیبر میلین دار منتقل کننده ی سیگنال ها به مغز آسیب وارد کرده و منجر به از دست رفتن عملکرد حرکت یا حس شود. بسته به رده بندی آسیب و شدت آن ، این نوع از آسیب ضربه ای یا تروماتیک می تواند به ماده خاکستری در بخش مرکزی نخاع نیز آسیب زده ، و باعث تباه شدگی سگمنتی اینترنورون ها و نورون های حرکتی شود.

 

علل شایع آسیب نخاعی شامل تروما(تصادف رانندگی ، صدمات ناشی از گلوله ، سقوط از بلندی و ارتفاع ، صدمات ناشی از ورزش ، غیره) یا بیماری(فلج اطفال یا پولیومیلیت ، اسپینابیفیدا ، آتاکسی و غیره) می باشد. ممکن است نخاع در اثر بیماری و یا ضربه آسیب ببیند. در اکثر موارد آسیب نخاع به علت فشار وارد شده از مهره ‌ها می ‌باشد و در اثر این آسیب نخاع ورم کرده یا دچار خونمردگی شود. ممکن است آسیب باعث پاره شدن فیبرهای عصبی داخل نخاع شود. عفونت و یا بیماری های دیگر نیز ممکن است باعث همین نوع آسیب ها گردند. برای اینکه نخاع آسیب شدید ببیند لازم نیست که حتما قطع شود.

 

درمان بیماران ضایعه نخاعی بسیار پرهزینه است که بستگی به سطح ضایعه دارد ، بیماران با ضایعه کمری کم هزینه و بیماران با ضایعه گردنی پرهزینه تر هستند و این بیماران بیشتر بین سنین ۱۵ تا ۶۰ سال می باشند. تصادفات ، سقوط از بلندی ، مسایل جنگی و… باعث بوجود آمدن اینگونه ضایعات می شود که این گونه بیماران با ناتوانی بسیار بالا عمر طولانی هم دارند و به همین خاطر هزینه های زیادی برای خانواده و جامعه دارند. از عوارض این ضایعات مشکلات حسی و حرکتی ، مشکلات ادراری ، ناتوانی های جنسی ، زخم های بستر ، مشکلات تنفسی و عفونت ها می باشند. این ضایعات به دو شکل است یا نخاع قطع می شود یا فاصله ای ایجاد می شود که بر اثر خونریزی داخل نخاعی این مکان پر می شود و شکل دوم شایع تر است و زمانی که خونریزی جمع و جذب شد حفره ای ایجاد می شود که اجازه انتقال سیگنال ها را به سمت بالا و پایین نمی دهد. سلسله اعصاب مرکزی اساسا توانایی ترمیم ندارند و اگر سلسله اعصاب محیطی را به سلسله اعصاب مرکزی در قسمت بالا رسانده شود قدرت ترمیم پیدا می کند

 

زمانی که پیام های عصبی از مغز به هدف نمی رسند ، سیستم دیگر تحت کنترل کامل نمی باشد. به دنبال یک آسیب نخاعی ، پیام ها از مغز به عضلات دچار اختلال می شوند ، بنابراین حرکات ارادی تحت تاثیر قرار می گیرند. زمانی که تنها چند پیام باقی بماند ، حرکت ضعیفی بروز می کند. این معمولا زمانی روی می دهد که آسیب نخاعی ناقص باشد. زمانی که تمامی پیام ها مختل شوند ، عضله هیچ تحریکی برای حرکت دریافت نمی کند ، و هیچ حرکت ارادی نمی تواند بروز نماید. این معمولا زمانی اتفاق می افتد که آسیب نخاعی کامل باشد. عملکرد یا ناوابستگی در فعالیت های عملکردی متکی بر توانایی حرکت اعضای بدن به صورت ارادی می باشد.

 

انواع آسیب های طناب نخاعی از نظر سبب شناسی(اتیولوژی) می توان به دو گروه زیر تقسیم گردد :

– آسیب های تروماتیک یا ضربه ای

– آسیب های غیر تروماتیک یا غیر ضربه ای

 

 

تشریح نخاع

عصب هایی که درون نخاع قرار دارند شامل نورون های محرکه ی فوقانی(UMNs) و نورون های محرکه تحتانی(LMNs) می باشند. نورون های حرکتی فوقانی ، نورون هایی هستند که از مغز به هسته های حرکتى اعصاب مغزى در ساقه مغز و نخاع مى روند. عملکرد نورون های حرکتی فوقانی ، انتقال پیام ها از مغز به اعصاب نخاعی از طریق کانال نخاعی می باشد. اعصاب نخاعی که از نخاع به دیگر بخش های بدن منشعب شده اند ، نورون های حرکتی تحتانی نامیده می شوند. این اعصاب نخاعی در هر سطح مهره ای وارد و خارج شده و با نواحی خاصی از بدن ارتباط برقرار می کنند. بخش های حسی نورون های حرکتی تحتانی پیام ها را از پوست و دیگر اعضای بدن به مغز منتقل می کنند. بخش های حرکتی نورون های حرکتی تحتانی پیام ها را از مغز به اعضای مختلف بدن برای کنش هایی مانند حرکت عضله می فرستند.

 

نخاع دسته و کلافی از عصب ها بوده که پیام های عصبی را از مغز دریافت نموده و به سایر قسمت های بدن منتقل می کند. نخاع توسط مهره ها احاطه شده است. این مهره ها ، ستون فقرات را تشکیل می دهند. به طور کلی ، هر چه آسیب در ستون مهره ها بالاتر باشد ، نقص در عملکرد فرد بیشتر خواهد بود. مهره ها بر اساس محل خود نامگذاری می شوند.

 

 

هشت مهره ی گردنی مهره های سرویکال نامیده می شوند. آسیب در ناحیه ی گردنی معمولا منجر به از دست دادن عملکرد در اندام های دست و پا ، و فلج چهار اندام یا کوادری پلژی می شود.

 

دوازده مهره در ناحیه سینه ، مهره های توراسیک یا سینه ای نامیده می شوند. آسیب در ناحیه ی توراسیک معمولا بر روی سینه و پاها تاثیر گذاشته و به فلج اندام های تحتانی یا پاراپلژی منجر می گردد.

 

پنج مهره در ناحیه ی کمر ، مهره های کمری یا لومبار نامیده می شوند.

 

پنج مهره ی خاجی یا ساکرال از استخوان لگن تا انتهای ستون فقرات امتداد دارند. آسیب در پنج مهره ی کمری (L1 تا L5) و به طور مشابه آسیب در پنج مهره ی خاجی(S-1 تا S-5) معمولا به از دست رفتن عملکرد در باسن و پاها منجر می گردد.

 

 

چون طناب نخاعی حامل پیام های حسی و حرکتی بدن است در صورت آسیب رسیدن به آن ، این ارتباط ممکن است صدمه دیده و می ‌تواند منجر به از دست دادن یا تغییر حس ، ایجاد درد و ضعف حرکتی شود. این همان اتفاقی است که به‌ دنبال یک تصادف شدید بروز کرده و منجر به فلج شدن افراد می‌ گردد. تعداد اندام هایی که در این موارد فلج می‌ شوند بستگی به محل آسیب طناب نخاعی دارد. اگر صدمه به طناب نخاعی در ناحیه گردن رخ دهد، فلج و از دست دادن حس می‌ تواند هم در دست ها و هم در پاها ایجاد شود. با اینحال اگر آسیب در طناب نخاعی در قسمت‌های پایین تر سینه‌ای یا کمری رخ دهد(در زیر سطح بازوها) ، فقط عضلات پاها دچار مشکل خواهند شد. در اکثر مشکلات پشت بدن، اعصابی که از طناب نخاعی خارج می ‌شوند آسیب می‌ بینند اما خود طناب نخاعی معمولا کمتر آسیب می ‌بیند. در اثر صدمات مستقیم به لیگامان ‌ها ، تاندون ‌ها ، مفصل‌ ها و سایر ساختمان هایی که در مهره یا اطراف آن قرار دارد ، درد می‌تواند فقط در همان قسمت پشت ایجاد گردد ، اما به علت اینکه همان اعصابی که این بافت ها را عصب رسانی می‌ کنند همچنین پاها را نیز از نظر عصبی تغذیه می‌ نمایند ، بیماران ممکن است در پاهایشان هم درد ایجاد شود و آنها اینطور فکر کنند که مشکل اصلی در پاها است، در حالیکه علت اصلی را باید در مهره‌های کمری جستجو نمود.

 

طناب نخاعی قسمتی از دستگاه عصبی مرکزی است که در اعمال حسی و حرکتی نقش دارد. درک محرک‌ های حسی محیطی همچون گرما ، سرما ، فشار و…از طریق انتقال این پیام‌ ها از ریشه حسی نخاع به مراکز بالاتر ادراکی به خصوص مغز صورت می گیرد. پیام‌های حسی از مسیر ریشه حسی وارد نخاع می شوند. ورودی ‌های حسی با محرک قوی می تواند یک پاسخ رفلکسی حتی در سطح نخاعی ایجاد کند. یک تحریک دردناک(مثلا یک شی نوک تیز یا بسیار گرم) باعث یک پاسخ حرکتی به صورت دور کردن اندام از محرک آسیب رسان می گردد. پاسخ حرکتی از مسیر ریشه حرکتی عصب نخاعی صورت می گیرد. هر نوع آسیب به مسیرهای عصبی حسی یا حرکتی در خارج از طناب نخاعی و یا در خود تنه نخاع باعث اختلال در عملکرد حسی یا حرکتی می گردد. این اختلال با توجه به نوع و میزان آسیب از یک ضعف حسی-حرکتی تا عدم ادراک حس و فلج اندام متغیر است.

 

دستگاه عصبی مرکزی از مغز و نخاع تشکیل گردیده است.

دستگاه عصبی محیطی شامل اعصاب حسی و حرکتی می باشد.

دستگاه عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک سیستم های عصبی هستند که عملکردهای غیر ارادی مانند تنظیم فشار خون و دمای بدن را کنترل می کنند.

 

 

 

آسیب های کامل و ناقص نخاعی

اثرات آسیب طناب نخاعی بستگی به نوع و شدت ضایعه و سطح آسیب دارد. از نظر شدت ضایعه ، آسیب های نخاعی به دو دسته کامل و ناقص تقسیم می ‌شوند. در آسیب کامل هیچ گونه عملکرد حسی و حرکتی در زیر سطح ضایعه وجود ندارد. هر دو طرف بدن به یک اندازه تحت تاثیر قرار می گیرد. نبود عملکرد حرکتی و حسی پایین تر از سطوح ضایعه مشخصه ضایعه ی کامل در نظر گرفته می شود. آسیب کامل بیشتر در ارتباط با قطع عرضی نخاع ، صدمات عروقی شدید ، کشش ‌های طولی طناب نخاعی و یا فشارهای شدید به نخاع است. در ضایعات کامل به دلیل قطع ارتباط نخاع با مغز ، ادراک حسی و کنترل حرکتی فرد مختل شده و در این موارد پیش آگهی جهت برگشت عملکرد حسی-حرکتی ضعیف است. شواهد اخیر نشان می دهند که عملکرد حرکتی در کمتر از ۵ درصد افراد گرفتار ضایعات کامل نخاعی بازگردانده می شود. توجه داشته باشید که حتی در یک آسیب نخاعی کامل نیز ممکن است نخاع به ‌طور کامل قطع نشود. در بسیاری از موارد ، فاصله‌ای که در نخاع وجود دارد به دلیل پر شدن توسط خونریزی‌ های داخل نخاعی مدتی پس از آسیب اولیه حفره ‌ای ایجاد می‌کنند که اجازه انتقال سیگنال ‌ها به سمت بالا و پایین را نمی ‌دهد.

 

در آسیب ناقص نخاعی حفظ قسمتی از عملکردهای حسی یا حرکتی زیر سطح اولیه ی ضایعه وجود دارد. در یک آسیب نخاعی ناقص ، نخاع قابلیت فرستادن و دریافت برخی پیام‌ ها از مغز را دارد. بنابراین ، اشخاصی که به آسیب ‌های ناقص مبتلا می‌ شوند قادر خواهند بود تا برخی اعمال حسی و حرکتی را در پایین ناحیه آسیب دیده حفظ کنند. شواهد نشان می دهند که عملکرد جنبشی یا حرکتی در بیش از ۹۵ درصد افراد گرفتار ضایعات ناقص نخاعی بازگردانده می شود.

 

تعیین و مشخص نمودن سطح واقعی آسیب در کامل کردن پیش بینی ها در مورد نواحی خاص بدن که ممکن است متاثر از فلج و کاهش عملکرد قرار گرفته باشند ضروری است. علایم مشاهده شده بعد از یک ضایعه ی نخاعی از لحاظ موقعیت متفاوت می باشد. با اینکه پیش آگهی ضایعات کامل معمولا قابل پیش بینی هستند ، علایم ضایعات نخاعی ناقص متغیر می باشند. بنابراین ، کامل کردن پیش آگهی این نوع از آسیب ها مشکل می باشد. آسیب های گردنی یا سرویکال معمولا منجر به فلج چهار اندام یا کوادری پلژی می شوند.

 

آسیب در بالای سطح سگمنت C4 ممکن است تنفس فرد را دچار مشکل کرده و به هوارسانی نیاز باشد. در آسیب به سگمنت C5 اغلب کنترل شانه و عضله ی دوسر وجود داشته اما هیچ کنترلی در مچ و دست وجود ندارد. در آسیب به سگمنت C6 معمولا کنترل مچ دست وجود داشته اما هیچ عملکردی در دست وجود ندارد. افرادی که دچار آسیب در سگمنت C7 و T1 شده اند می توانند دست های خود را راست کنند اما ممکن است هنوز مشکلاتی در دست و انگشت ها داشته باشند. آسیب در سطح توراسیک و زیر آن منجر به فلج اندام های تحتانی یا پاراپلژی شده و اندام های دست تحت تاثیر قرار نمی گیرند. در سگمنت های T1 تا T8 اغلب بیشترین کنترل در دست ها وجود داشته ، اما کنترل ضعیف بالاتنه در نتیجه ی نبود کنترل عضله ی شکمی وجود دارد. آسیب های T9 تا T12 امکان کنترل خوب بالاتنه و عضله ی شکمی را فراهم می کنند. تعادل نشستن بسیار خوب می باشد.

 

آسیب های کمری یا خاجی منجر به کاهش کنترل فلکسورهای استخوان لگن و پاها می شوند. آسیب ‌های نخاعی بیش از همه در نواحی گردن ، انتهای تحتانی قسمت سینه ‌ای ستون مهره ‌ها و کمر ایجاد می ‌شوند. از نظر محل آسیب ، ضایعاتی که در قسمت‌ های بالاتر نخاع هستند فلج بیشتری ایجاد می‌کنند. به‌ عنوان مثال ، یک آسیب‌ نخاع در ناحیه گردن می ‌تواند هر دو دست و پا را فلج کرده و حتی امکان تنفس بدون استفاده از دستگاه را غیر ممکن سازد. از سوی دیگر ، آسیب ‌های نواحی پایین ‌تر فقط پاها و قسمت تحتانی بدن را تحت تاثیر قرار می‌ دهند. علت این موضوع ، عدم توانایی نخاع در انتقال سیگنال‌ ها به سمت بالا و دریافت آنها در اثر ایجاد فاصله و به ‌هم خوردن یکپارچگی آن است. بنابراین عملکرد بدن در زیر ناحیه آسیب دیده مختل می ‌شود

 

انجمن آمریکایی آسیب نخاعی(ASIA) یک رده بندی بین المللی بر مبنای پاسخ های نورولوژیکی ، آزمایش شده در هر درماتوم و کشش ده عضله ی کلیدی در هر طرف بدن مانند شانه(C4) ، خمش آرنج(C5) ، کشش مچ(C6) ، کشش آرنج(C7) ، خمش خاصره(L2) تعریف و مشخص نمودند. آسیب طناب نخاعی ضربه ای یا تروماتیک به پنج رده توسط انجمن آمریکایی ASIA و سیستم رده بندی بین المللی آسیب طناب نخاعی طبقه بندی گردید:

 

-درجه A ضایعه نخاعی کامل را نشان می دهد که در آن هیچ عملکرد حسی یا حرکتی در سگمنت های خاجی(ساکرال) S4-S5 وجود ندارد.

 

– درجه B ضایعه ناقص نخاعی را نشان می دهد که در آن عملکرد حسی وجود داشته اما عملکرد حرکتی در زیر سطح ضایعه وجود ندارد و شامل سگمنت های خاجی S4-S5 می باشد. این درجه یک مرحله ی گذرا بوده و چنانچه فرد هر گونه عملکرد حرکتی خود را در سطوح پایین تر از ضایعه بدست آورد ، درجه ی آسیب فرد به ضایعه ناقص حرکتی C یا D تبدیل می شود.

 

-درجه C ضایعه ی ناقص نخاعی را نشان داده که در آن عملکرد و قدرت حرکتی در زیر سطح ضایعه وجود داشته و بیش از نیمی از عضلات کلیدی زیر سطح ضایعه درجه ی عضله کمتر از ۳ دارند ، که نشان از حرکت فعال می باشد اما قدرت حرکتی قابلیت انجام کار ندارد و بی فایده است. ۵۰ درصد عضلات زیر سطح آسیب برخلاف نیروی گرانی عمل نمی کنند یعنی آنها به قدر کافی قوی نیستند تا بتوان از آنها به شیوه درستی استفاده کرد.

 

-درجه D ضایعه ی ناقص نخاعی را نشان می دهد که در آن عملکرد و قدرت حرکتی در زیر سطح ضایعه وجود داشته و حداقل نیمی از عضلات کلیدی زیر سطح ضایعه درجه عضله ی ۳ یا بیشتر دارند. قدرت حرکتی قابلیت کار را دارد اما از حد طبیعی کمتر است. ۵۰ درصد عضلات زیر سطح آسیب در خلاف گرانی عمل می کنند.

 

-درجه E عملکرد حرکتی و حسی نرمال را نشان می دهد و عملکرد اسفنکترها طبیعی است.

 

-دیمیتریجکتیو یک درجه ی اضافی را پیشنهاد داد که ضایعه ی دیسکامپلیت نامیده می شود ، که از لحاظ بالینی آسیب کامل بوده اما با شواهد نوروسایکولوژی تاثیرات مغزی موجود بر روی عملکرد طناب نخاعی زیر سطح ضایعه همراه می باشد.

 

 

به علاوه چندین سندرم بالینی مرتبط با ضایعات ناقص نخاعی وجود دارند :

۱- سندرم  طناب مرکزی با از دست رفتن بیشتر عملکرد اندام های حرکتی فوقانی در مقایسه با اندام های حرکتی تحتانی همراه می باشد.

۲- سندرم بروان سکوارد ناشی از آسیب به یک سمت طناب نخاعی بوده که باعث ضعف و از دست رفتن حس پروپریوسپشن در سمت آسیب و از دست رفتن حس درد و دما در سمت دیگر می شود.

۳- سندرم طناب پیشین(قدامی) ناشی از آسیب به بخش قدامی طناب نخاعی بوده و باعث ضعف و از دست رفتن احساس درد و دما در زیر سطوح ضایعه شده اما حس پروپریوسپشن معمولا در قسمت خلفی نخاع حفظ می شود.

۴- تابس دورسالیس ناشی از آسیب به قسمت خلفی طناب نخاعی بوده ، که معمولا از بیماری های عفونتی مانند سفلیس نشات می گیرد و باعث از دست دادن حس لامسه و حس پروپریوسپشن می شود.

۵- سندرم مخروط انتهایی از آسیب به نوک طناب نخاعی واقع شده در مهره ی L1 ناشی می شود.

۶- سندرم دم اسب ، آسیب جدی طناب نخاعی نبوده اما به ریشه های نخاعی در زیر مهره ی L1 آسیب وارد می کند.

 

 

 

 

علائم و نشانه های آسیب نخاعی

علاوه بر مختل شدن عملکرد حسی و حرکتی زیر سطح ضایعه ، افراد گرفتار ضایعات نخاعی اغلب عوارض دیگری را نیز تجربه خواهند کرد از جمله :

 

  1. – نقص عملکرد روده و مثانه ، مانند عفونت های مثانه و عفونت های ادراری
  2. -عملکرد جنسی نیز مرتبط با بخش های خاجی نخاع است ، و اغلب بعد از آسیب ، تحت تاثیر قرار می گیرد.
  3. -اختلال در دستگاه تنفسی
  4. -ناتوانی در تنظیم ضربان قلب ، فشار خون ، عرق کردن و اشکال در تنظیم دمای بدن
  5. -اسپاستیسیتی(تشدید و افزایش رفلکس ها و سفتی عضلات دست و پا)
  6. -درد نوروپاتیک
  7. -دیسرفلکسی اتونومیک یا افزایش غیر طبیعی فشار خون ، عرق کردن ، و دیگر پاسخ های اتونومیک به اختلالات درد یا حسی
  8. -آتروفی عضلانی
  9. -پوکی استخوان(کمبود کلسیم) و تخریب استخوان
  10. -سنگ کلیه و مثانه
  11. -زخم فشار(زخم بستر)
  12. -ترومبوز وریدی عمقی

 

 

ضایعات سرویکال (ناحیه ی گردن) :

آسیب های ناحیه ی گردنی معمولا به ضعف اندام ها یا فلج چهار اندام کامل یا جزئی می انجامد. با اینحال ، بسته به موقعیت خاص و شدت تروما ، عملکرد محدودی ممکن است حفظ شود.

  • ضایعات در مهره ی C3 و بالاتر : معمولا منجر به کاهش عملکرد دیافراگمی می شود ، که ضرورت استفاده از هوارسانی برای تنفس را می رساند.
  • ضایعات C4 : به کاهش چشمگیر عملکرد در ماهیچه ی دوسر و شانه می انجامد
  • ضایعات C5 : به کاهش بالقوه ی عملکرد در شانه و عضله ی دوسر و کاهش کامل عملکرد در مچ و دست ها منجر می شود.
  • ضایعات C6 : به کنترل محدود مچ دست و از دست دادن کامل عملکرد دست می انجامد.
  • ضایعات C7 و T1 : به فقدان مهارت در دست ها و انگشان منجر می شود ، اما امکان استفاده ی محدود از دست ها را فراهم می کند.

 

 

ضایعات توراسیک (ناحیه ی سینه ای) :

آسیب زیر سطح نخاعی توراسیک به ضعف و فلج اندام های تحتانی یا پاراپلژی منجر می شود. عملکرد دست ها ، گردن ، و تنفس معمولا آسیب نمی بینند.

  • ضایعات T1 تا T8 : به ناتوانی در کنترل عضلات شکمی منجر می شود. بنابراین ، پایداری تنه متاثر می شود. هرچه سطح آسیب پایین تر باشد ، شدت تاثیرات کمتر است.
  • ضایعات T9 تا T12 : به از دست دادن جزئی کنترل تنه و عضله ی شکمی منجر می شود.

 

 

ضایعات کمری و خاجی :

تاثیرات آسیب به نواحی کمری یا خاجی نخاع ، شامل کاهش کنترل پاها و باسن ، دستگاه ادراری و مقعدی می باشد.

 

 

سندرم های دیگر آسیب نخاعی :

  • سندرم طناب مرکزی شکلی از ضایعه ی ناکامل نخاعی بوده که در اثر آسیب و اختلال در دست ها و تا حد کمتری در پاها مشخص می شود. این سندرم ، پاراپلژی معکوس نیز عنوان می شود ، زیرا دست ها فلج شده درحالیکه پاها و اندام های جنبشی پایین به طور صحیح عمل می کنند.اغلب آسیب به نواحی گردنی یا توراسیک فوقانی نخاع وارد می شود ، و بوسیله ی ضعف در دست ها همراه کشیدگی نسبی پاها و کاهش حسی متغیر مشخص می گردد.این بیماری مرتبط با ایسکمی ، خونریزی ، یا نکروزه شدن بخش های مرکزی نخاع می باشد. این الگوی بالینی ممکن است در طول احیا از شوک نخاعی به واسطه ی تورم پیوسته اطراف یا نزدیک مهره ها ظاهر شود و باعث ایجاد فشار به طناب نخاعی می گردد. این علایم ممکن است ناپایدار یا دائمی باشند.
  • سندرم طناب پیشین(قدامی) نیز یک ضایعه ی ناکامل نخاعی است. عملکرد حرکتی ، احساس درد و دما زیر سطح آسیب کاهش می یابند ، حس لامسه ، پروپریوسپشن ، و حس لرزش بدون آسیب باقی می مانند. سندرم طناب پسین(خلفی) نیز می تواند بروز نماید ، اما خیلی نادر است.
  • سندرم براون سکوارد معمولا زمانی بروز می کند که طناب نخاعی در طرف جانبی آسیب ببیند. در همان طرف آسیب ، کاهش عملکرد حرکتی ، پروپریوسپشن ، لرزش ، و لامسه خفیفی وجود دارد. در طرف مقابل آسیب ، کاهش درد ، کاهش شدید احساس دما و لامسه وجود دارد.

 

 

 

عللت های بوجود آمدن آسیب نخاعی

ضایعه ی نخاعی می تواند در اثر علل بسیاری مانند تروما ، تومور ، ایسکمی ، اختلالات ژنتیکی ، بیماری ها و آماس مغز استخوان به وجود بیاید.آسیب در اثر تروما شایع ترین می باشد. هر یک از این علل الگوی متفاوتی از آسیب عصبی ایجاد خواهند نمود و منجر به الگوهای متفاوتی از فلج و آسیب عملکرد حسی می شوند.

 

چنانچه به فردی که مشکوک به آسیب کمر یا گردن است برخورد کردید ، اقدامات زیر را انجام دهید :

 

  • به‌ هیچ وجه فرد آسیب دیده را حرکت ندهید. در غیر این‌صورت ممکن است بیمار دچار فلج دائمی و یا سایر عوارض جدی شود.
  • سریعا با اورژانس تماس بگیرید.
  • بیمار را ثابت نگهدارید.
  • با قرار دادن حوله‌ های سنگین ، بالش و یا حتی کیسه شن در دو طرف گردن بیمار از حرکت گردن وی تا زمان رسیدن اورژانس جلوگیری کنید.
  • اگر می ‌توانید ، یک سری اقدامات اولیه نظیر توقف هر گونه خونریزی در بیمار را انجام داده و در صورتی که بیمار هوشیار است ، بدون حرکت دادن سر و گردن وی او را آرام کنید.

 

 

درمانهای طولانی‌ مدت آسیب نخاعی

پزشکان در درمان طولانی ‌مدت ابتدا سعی در رفع مشکلاتی می‌کنند که در اثر بی‌حرکتی طولانی‌مدت ایجاد می‌شوند نظیر زخم‌های بستر، انقباضات عضلانی، جلوگیری از لخته‌های وریدی و بی‌اختیاری ادرار و مدفوع، علاوه بر این بیمار تحت توانبخشی نیز قرار می‌گیرد. در طی سالیان اخیر تحقیقات زیادی در مورد ضایعات نخاعی انجام شده و داروها ، ویلچرهای مدرن و استفاده از ابزارهای حساس کامپیوتری از جمله درمان‌ هایی هستند که برای بهبود حرکت در این بیماران استفاده می‌ شوند.

یک روش نسبتا جدید‌تر ، استفاده از ابزارهای تحریک الکتریکی و اعصاب مصنوعی است. در این روش ، از یک سری ابزارهای پیشرفته استفاده می ‌شود که برای انجام اعمال خود از تحریکات الکتریکی استفاده می‌کنند. برخی از این ابزارها در زیر پوست کاشته شده و به عنوان مکمل برای جایگزینی عملکردهای حسی و حرکتی از دست رفته ، به سیستم عصبی متصل می‌شود. بقیه این ابزارها در خارج از بدن هستند.

به این روش سیستم‌های تحریک الکتریکی عملکردی ‌ نیز گفته می ‌شود. این سیستم ‌ها از محرک‌ های الکتریکی برای کنترل عضلات دست و پا استفاده می‌کنند و در نهایت به افراد دچار ضایعه نخاعی اجازه می ‌دهند تا به طور محدود اعمالی نظیر ایستادن و راه ‌رفتن و یا برخی حرکات دست را انجام دهند. این سیستم‌ ها از الکترودهای کنترل شونده توسط کامپیوتر تشکیل شده ‌اند که یا به سطح پوست چسبانده شده و یا در زیر پوست کاشته می‌شوند.

 

 

روش های کنترل بیماری :

 

 

 

کاردرمانی

ضایعه نخاعی به عنوان بیماری که روز به روز با گسترش زندگی ماشینی رو به افزایش است، توجه ویژه ای را می طلبد. این ضایعه در اکثر موارد منجر به ناتوانی و معلولیت شدید شده و زندگی روزمره را شدیدا تحت تاثیر قرار می دهد. گذشته از فاز حاد بیماری ، که درمان های دارویی و مراقبت های بهداشتی ویژه ای را می طلبد( این دوره بخش کوچکی از پروسه بیماری شخص را در بر می گیرد) ، بقیه طول دوره زندگی شخص درمان های بازتوانی یا توانبخشی را شامل می شود. آموزش طرز قرار دادن( در وضعیت های خوابیده ، نشسته و … ) استفاده از ویلچر ، انجام مستقل مهارت های روزمره زندگی ، آموزش مهارت های ارتباطی و اجتماعی ، آموزش فعالیت های اوقات فراغت و از همه مهم تر، آموزش های شغلی و چگونگی اداره زندگی مستقل ، از برنامه های توانبخشی می باشند. در این میان کاردرمانی به عنوان محوری ترین رشته توانبخشی درگیر با این بیماران ، نقش خویش را در پروسه توانبخشی با ارزیابی های مقدماتی و رو به جلو آغاز می نماید. این ارزیابی ها که از ملاقات اولیه آغاز و تا ترخیص بیمار ادامه می یابد شامل ارزیابی وضعیت فیزیکی و وضعیت عملکردی می باشد. پس از ارزیابی های اولیه ، برنامه توانبخشی جهت بیماران در سه فاز حاد ، فعال و توانبخشی گسترده صورت می گیرد.

 

پس از تکمیل ارزیابی اولیه، کاردرمان، فیزیوتراپ و پزشک وارد مشورت شده تا سطح ضایعه را مشخص نموده و تعیین کنند که آیا ضایعه نخاعی از نوع کامل یا ناکامل بوده و همچنین نیاز بیمار به تجهیزات و وسائل تخصصی از قبیل اسپلینتها و دیگر وسائل نگهدارنده و تثبیت کننده را مشخص نمایند.

 

شرایطی از قبیل سن، وزن، عملکرد، ذهنی، هوشی، مشکلات دیگر پزشکی، کوتاهی های عضلانی، ضعف عضلانی، و غیره می توانند در توانایی های عملکردی بیمار موثر باشند. ولی بطور کلی میزان توانایی های بیماران قطع نخاعی با توجه به محل و سطح ضایعه را می توان به شرح زیر تقسیم نمود:

 

تتراپلژی(C1-C3): در این بیماران عمل بلع، صحبت کردن، دمیدن و کنترل گردن حفظ شده است.

نقش کاردرمان: آموزش پرسنل درمانی در زمینه های مراقبت های پوستی، جهت جلوگیری از ایجاد زخمهای بستر، انجام تشریفات دامنه حرکتی اندام فوقانی تجویز و تنظیم وسائل کمکی و قرار دادن مفاصل بیمار در وضعیت مناسب.

این افراد دچار فلج کامل تنه ، اندام فوقانی و تحتانی می باشند و لذا برای انجام اعمال روزمره زندگی و رفع مشکلات تنفسی وابسته می باشند و نیاز به مراقبت تمام وقت دارند.

 

 

این بیماران، قابلیت انجام اعمال زیر را دارند:

 

با اسفاده از وسائل کمکی ، قادر به تغییر زوایای نشستن و تغییر وضعیت خواب خود هستند.

– با کمک وسائل الکترونیکی پیشرفته که حساس به تنفس می باشند، می توانند صندلی چرخدار را حرکت دهد.

– با استفاده از تلفن های بلندگو دار و نیز تلفن های دارای شماره گیر اتوماتیک می توانند افراد خانواده را در صورت نیاز مطلع نمایند.

– توانایی شرکت در فعالیتهای هنری و بازی های الکترونیکی و نیز مطالعه با استفاده از وسائل پیشرفته الکترونیکی

 

C4- در این سطح از ضایعه، بیماران قادر به حرکت صندلی چرخدار الکترونیکی می باشند. بدلیل وجود مشکلات تنفسی نیاز به دستگاه کمک کننده تنفسی داشته و همچنین به مراقبت تمام وقت احتیاج دارند.

 

C5- این عصب به عضلات شانه، دوسربازو و خم کننده های بازو عصب دهی می کند و در بالا آوردن بازو از طرفین تا زاویه ۹۰ درجه، چرخاندن بازو به خارج، خم کردن آرنج، چرخش ساعد به خارج و پایین آوردن استخوان کتف را بر عهده دارد. لذا بیماران با ضایعه نخاعی سطح C5 با استفاده از اسپلینت Ratchet ( برای افزایش استقلال در عملکرد) پشتیبانی بازویی متحرک یا آویزان (جهت کمک به استقلال در عمل غذاخوردن) اسپلینت پشت مچ دست، و ابزار دیگر مثل بشقاب لبه بلند و ظروف عمیق، نگهدارنده فنجان و لیوان و نیز قاشق و چنگال با دسته زاویه دار قادر به تغذیه خود خواهند بود. شستن صورت، مسواک زدن و آمدن به حالت نشسته از خوابیده می باشد، این افراد نیازمند به حداکثر کمک برای پوشیدن لباسهای پایین تنه و نظافت شخصی می باشند. در این ضایعه، افراد قادر به حرکت دادن صندلی چرخدار الکتریکی بر روی سطوح تا حدی ناهموار می باشند. همچنین قادر به تقلیل فشار بر پوست به وسیله تغییر وضعیت و تغییر زاویه صندلی چرخدار با کمک سیستم های الکترونیکی به کار رفته در صندلی چرخدار می باشند. این معلولین قادر به فشار دادن کلیدهای کیبورد، دگمه های بزرگ تلفن، ورق زدن کتابها با استفاده از وسائل کمکی مخصوص می باشند. این افراد ممکن است پس از انجام تغییرات وسیع در ساختمان اتومبیل و تطابق های لازم قادر به رانندگی باشند. همچنین عمل عضلانی و ذخیره تنفسی در این معلولین بسیار کم میباشد و نیز برای انتقال از صندلی چرخدار به تخت خود و بالعکس و نیز برای وارسی پوست خود نیاز به کمک دارند.

 

C6- این عصب به عضلانی عصب دهی می کند که مسئول حرکات قدرتی برای حرکات شانه، خم کردن آرنج، چرخاندن ساعد و بازکردن مچ دست هستند و همچنین اجازه ذخیره تنفسی بیشتر و گرفتن اجسام توسط دست را می دهد. افراد دچار ضایعه در این سطح، نیازمند به اسپلینت های مچ دست از قبیل RIC و یا اسپلینت لولایی خم کننده مچ می باشند. این اسپلینت ها اجازه تسهیل و استقلال عملکرد مچ دست را می دهند. توانائی های این افراد شامل: تغذیه خود بوسیله فنجان های با دسته بلند و کلفت، استفاده از چاقوهائی که تیغه بیضوی دارند، استفاده از بشقاب های معمولی، استفاده از مسواک و برس با دسته ضخیم، نظافت شخصی، فعالیت های سبک آشپزخانه در صندلی چرخداری که با محیط آشپزخانه تطابق یافته اند، استحمام شخصی با نیمکت حمام و دوشهای با دسته بلند و متحرک. این افراد همچنین قادر به استفاده از قلم، تایپ با کیبورد، استفاده از تلفن، خاموش و روشن کردن دستگاههای مجهز به سوئیچ چرخشی ، وارسی پوست خود، استقلال در مراقبت های مربوط که مثانه و روده بزرگ و تخلیه کیسه ادراری خود با حداقل کمک می باشند. این افراد در پوشیدن لباسهای فوقانی ( پیراهن و بلوز …. ) مستقل بوده ولی برای پوشیدن جوراب و کفش و لباس پایین تنه نیاز به کمک دارند. استفاده از دکمه های قلاب دار و زیپ در لباسهای این افراد بسیار مناسب و مفید است. این معلولین همچنین در حالت نشسته، قادر به انتقال فشار به اطراف مرکز ثقل خود بوده که این امر به جلوگیری از زخمهای فشاری کمک زیادی می کند. ضمنا، این افراد می توانند صندلی چرخدار خود را برای مسافت کوتاه یا متوسط به جلو برانند. البته نصب نوارهای خاصی بر روی میله چرخ ها برای افزایش اصطکاک و سهولت حرکت صندلی چرخدار توصیه می شود. لازم به ذکر است که این افراد با استفاده از نرده های تخت خود قادر به نشستن از حالت خوابیده بوده و همچنین قادر به رانندگی اتومبیل مجهز به کنترل دستی و فرمان تطبیق داده شده و نیز شرکت در ورزشهای مثل شنا می باشند.

 

C7-C8- این ریشه های عصبی، به عضلات سه سربازو ، بازکننده انگشتان، بازکننده مچ دست، دور کننده شست دست عصب دهی می کنند و اجازه اعمال زیر را به فرد میدهند:

– راحتی بیشتر در غذا خوردن ( استفاده از قاشق و چنگال )، لباس پوشیدن، بهداشت و استحمام شخصی و مدیریت امور مثانه و روده بزرگ
– توانایی به جلو راندن صندلی چرخدار در سطوح با شیب ملایم، بیرون آمدن و داخل آسانسور رفتن با صندلی چرخدار با اندکی کمک قادر به عبور از درب ها
– توانایی در حرکت دادن و بلند کردن فشار از مرکز ثقل که به جلوگیری از ایجاد زخمهای فشاری کمک می کند.
– استقلال در انتقال از صندلی چرخدار خود به تخت و بالعکس
– انجام کارهای سبک در خانه
– رانندگی با اتومبیل هایی که با شرایط فیزیکی بیمار تطابق یافته اند.
– قابلیت های حرفه ای، تفریحی و ارتباطی که در ضایعات C6 ذکر گردید. در این قسمت لازم به ذکر است که عدم توانایی عضلات تنه در این افراد، باعث کمبود ثبات در مفصل شانه و کنترل ضعیف تنه شده و همچنین ظرفیت و توان تنفسی و تحرکی این افراد کم می باشد.

 

پاراپلژی:

T1-T3- در این ضایعه ، تمام عضلات اندام فوقاتی دارای عملکرد هستند و لذا این افراد دارای کنترل اندام فوقانی ، هماهنگی ظریف دست ها و گرفتن اشیاء مختلف با دست هستند. لذا، قادر به انجام مراقبت های شخصی روزانه، تحرکات لازم، استفاده از وسائل ارتباطی مثل تلفن، فعالیتهای تفریحی و حرفه ای هستند و باراحتی و دقت بیشتری نسبت به افراد دچار ضایعه C7-8 این اعمال را انجام می دهند.
ضعف این افراد در اندام تحتانی، کنترل ضعیف تنه و کاهش استقامت کاری به دلیل کمبود ظرفیت تنفسی است.

 

T4-T9-عصب دهی شامل قسمتی از اعصاب بین دنده ای و ماهیچه های طولی ستون فقرات است.
این افراد توانایی کامل در استفاده از اندام فوقانی، ثبات نسبی تنه و استقامت بیشتر در انجام فعالیتها را دارند. این افراد همچنین با استفاده از چهارچوبها ( نگهدارنده های حمایتی ) قادر به ایستادن هستند.
ضعف این افراد در فلج ناکامل تنه و فلج کامل اندام تحتانی است.

 

T10-T12-عصب دهی آن شامل عضلات بین دنده ای و تا حدی عضلات شکمی است. این افراد، دارای ثبات بهتری در قسمت تنه بوده و نیز دارای استقامت بیشتر در انجام فعالیت های مختلف از قبیل مراقبت های شخصی و تحرک هستند. مثانه و روده های این افراد نیز شل و فاقد تن عضلانی است.

 

L3-L4-عصب دهی عضلات پایین کمر، خم کننده های ران و چهارسررانی را بر عهده دارند.
این افراد توانائی کنترل تنه، خم کردن ران و بازکردن زانو را دارند. و لذا قادر به راه رفتن با استفاده از بریس کوتاه و عصاهای آرنجی هستند.
ناتوانی این افراد در فلج ناکامل اندام تحتانی است که باعث فقدان عمل صاف کردن مفصل ران، خم کردن زانو و ناتوانی در انجام حرکات پا و مچ پا می شود.

 

L5-S3 عصب دهی عضله های صاف کننده پا، خم کننده زانو و عضلات پا و مچ پا را برعهده دارد که اجازه کنترل نسبی تا کامل اندام تحتانی را می دهد که این امر اجازه راه رفتن با استفاده از بریس و نیز رانندگی اتومبیل بدون ایجاد هرگونه تطابق را به فرد می دهد.
ضعف این افراد شامل فلج ناکامل اندام تحتانی بخصوص در قسمتهای انتهائی اندام تحتانی است.

 

 

مراحل درمان آسیب نخاعی

 

۱– فاز اول مرحله حاد :

این مرحله که بلافاصله پس از وقوع قطع نخاع اتفاق می افتد با اقدامات زیر همراه است.

  • – بی تحرکی کامل همراه با کشش مهره ها و یا به تن کردن بریس Halo یا بریس کامل بدن
  • – اقامت تمام وقت بیمار در تخت در طول زمانی که برای انجام عمل جراحی بر روی ستون فقرات انتظار می کشد.
  • – استراحت مطلق و اقامت تمام وقت پس از انجام عمل تا دوره بهبودی
  • – اجتناب از هر گونه حرکت چرخشی و خم و صاف کردن ستون فقرات و مراقبت های ضروری پزشکی
  • – مراقبتهای کامل فیزیکی و روحی

کار درمانی باید در ۴۸ ساعت اولیه پذیرش بیمار شروع شده و ارزیابی اولیه انجام گیرد

 

۲- فاز دوم مرحله حاد :

در این مرحله که همچنین مرحله فعال و توانبخشی یا مرحله تحرکی نام دارد، بیمار قادر به نشستن در صندلی چرخدار می باشد.

 

۳- مرحله ترخیص :

در این مرحله که همچنین مرحله توانبخشی نامیده می شود، بیمار برای بازگشت به خانه آماده میشود. در این مرحله، تاکید زیادی بر بدست آوردن استقلال شخصی بیمار می شود.

 

۴- مرحله پس از ترخیص :

پس از ترخیص، بیماران ضایعه نخاعی ممکن است برای استفاده از خدمات توانبخشی روزانه سرپایی به آن مراکز ارجاع شوند.

 

 

 

داروهای متداول مورد استفاده بیماران ضایعه نخاعی :

 

داروهای متداول مورداستفاده برای کنترل اجابت مزاج شامل :

  • متاموسیل
  • نورماکول
  • آگارول
  • شیاف گلیسرول
  • گولوکسیل
  • دوفالا یا لاکتولوز
  • سنوکوت
  • گولوکسیل باسه نا
  • نولاکس
  • بیزاکودیل
  • میکرولاکس انما

 

داروهای متداول مورد استفاده برای کنترل دفع ادرار شامل:

  • اکسی بوتینین(دیتروپان)
  • فنوکسی-بنزآمین(دی بنیلین)
  • هایپرکس
  • کرانبری

 

داروهای متداول مورد استفاده برای کنترل درد و اسپاسم:

  • والیوم(دیازپام)
  • تگراتول(کاربامازپین)
  • تری پانتانول(آمی تریپتیلین)
  • گاباپنتین
  • لیورسال

 

 

عکس سلول عصبی (نورون)

 

 

سلول های شوان :

سلول‌ های شوان ، از سلول ‌های دستگاه عصبی هستند که رشته‌ های عصبیدستگاه عصبی محیطی را می ‌پوشانند. در حقیقت میلین رشته‌ های عصبی محیطی توسط این سلول‌ها ساخته می‌ شود. در رشته ‌های عصبی میلین دار ، هر سلول شوان دور یک آکسون را پوشش داده و غلاف میلین را درست می‌کند.

 

سلول شوان در محیط کشت :

میلین در دستگاه عصبی مرکزی توسط الیگودندروسیت ‌ها ساخته می‌شود. سلول ‌های شوان و اولیگودندروسیت‌ها دو تفاوت مهم با هم دارند:

یک سلول شوان فقط یک بخش از میلین یک رشته عصبی را درست می‌کند ، در حالی که یک اولیگودندروسیت ، ممکن است ۴۰ ، ۵۰ بخش را میلین دار کند.

رشته‌های بدون میلین هم ، در سیستم عصبی محیطی به وسیله سلول ‌های شوان پوشیده شده ‌اند. ولی در سیستم عصبی مرکزی(مغز و نخاع) رشته ‌های بدون میلین توسط اولیگودندروسیت احاطه نمی ‌شود.

 

فعالیت ایمنی:

طبقات مختلف از سلول های شوان نشانگر مشخصه آنتی ژن است که می تواند با آنتی بادیهدف قرار گیرد. سلول های شوان میلین دار را می توان با روش ایمونوهیستوشیمی با استفاده از آنتی بادی علیه پروتئین S – 100، پروتئین اسیدی رشته ای گلیال (GFAP)، پروتئین میلین صفر (فسفر صفر) و پروتئین میلین پایه (MBP) ترسیم کرد. سلول های شوان فاقد میلین مانند آنهایی که به صورت بسته علامتی و سلولهای شوان پایانه ای هستند ، برای S – 100 و GFAP مثبت میباشند.

 

تاچند دهه قبل باور جامعه پزشکی این بود که سلول های بافت نخاع و سلول های عصبی در صورتی که بعد از تولد از بین بروند به هیچ وجه امکان بازسازی آنها نیست اما با پیگیری چند پروژه مختلف دنیا تقریبا این باور عوض شد و پزشکان متخصص در این زمینه به این نتیجه رسیدند که امکان بازسازی و ترمیم سلول های نخاعی وجود دارد. 

 

برای ترمیم این سلول ها چند پروژه مختلف به طور همزمان در دنیا دنبال شد که شامل استفاده از سلول های بنیادین و سلو ل های شوان و استفاده از روش جدید مهندسی سلول های سیستم عصبی فیبروبلاس و بلاخره روش ریشه دارتری که با استفاده از سلول های مغزی پیاز بویایی و با ورود این سلول به بافت عصبی شبکه های بافت عصبی احیا می کند. سیگنال های عصبی از نخاع بازسازی شده عبور می کند.

 

در روش تزریق سلول های شوان در واقع با تزریق این سلول ها در قسمتی از عصب نخاعی که ارتباط آن قطع شده فعال می شود و کم کم زمینه انتقال پیام ها و سیگنال های عصبی فراهم می شود. این بافت قدرت ساخت شبکه جدید عصبی را دارد و در واقع یک شبکه نوین عصبی به وجود می آورد.

 

بیماران دچار آسیب نخاعی به دلایل مختلف از جمله یک ضربه ناگهانی دچار وضعیتی می شوند که سیگنال های عصبی دیگر از نخاع آنها عبور نمی کند و به همین علت دچار نوعی فلج و بی تحرکی می شوند وحتی توانایی دفع ادرار و مدفوع خود را از دست می دهند.

 

در روش جدید تزریق سلول های شوان به محل مسدود شده نخاع که به صورت انحصاری ابتکار دانشمندان ایرانی است ، سلول های شوان وارد حفره‌ای در نخاع که به علت یک ضربه بیرونی به وجود آمده و مانع عبور سیگنال های عصبی شده است می شود و رفته رفته به یک طرف آن موضع حرکت می‌کند به طوری که ابتدا به اندازی یک خط کوچک راه را برای عبور سیگنالهای عصبی باز می‌کند به این ترتیب بیمار می‌تواند به مرور اندام های بی حس شده ی خود را حرکت دهد ، سلول های شوان به تدریج راه های دیگری را هم برای عبور سیگنال های عصبی باز می‌کند و با ادامه این روند رفته رفته بیمار می‌تواند اندام های خود را حرکت دهد.

 

 

شیوع آسیب های نخاعی

اگر چه آسیب‌ های نخاعی معمولا در اثر حوادث غیر منتظره روی می ‌دهند ، ولی گروهی از مردم در معرض خطر بیشتری بوده و شانس بیشتری برای ابتلا به آسیب‌های نخاعی دارند. ۸۰ درصد ضایعات نخاعی در مردان ایجاد می ‌شود. علاوه بر این ، کسانی که در سنین ۱۶ تا ۳۵ سالگی قرار دارند بیشتر آسیب می ‌بینند زیرا بیشتر در معرض خطر تصادفات و سایر حوادث قرار دارند. البته پس از سن ۶۰ سالگی نیز به‌دلیل افتادن و زمین خوردن چنین ضایعاتی ایجاد می ‌شود. همچنین می‌توان به اشخاصی که به فعالیت‌ های ورزشی پرخطر می‌ پردازند اشاره کرد. افرادی که به ورزش‌هایی نظیر فوتبال ، کشتی ، ژیمناستیک ، شیرجه و اسکی‌ های پرخطر به‌ خصوص در ارتفاع می‌ پردازند بیش از سایرین در معرض خطر ضایعات نخاعی قرار دارند.

۸۰ درصد ضایعات نخاعی در مردان و ۲۰ درصد در زنان روی می دهد. میانگین سن برای آسیب های نخاعی ۳۸ سال می باشد. علل بسیاری منجر به ضایعات نخاعی می شوند ، از جمله تصادفات رانندگی، سقوط از بلندی ، اصابت گلوله ، سوانح ورزشی و سایر

اکثر افراد آسیب دیده(۸۲ درصد) شامل مردان بین سنین ۱۶ تا ۳۰ سال می باشند.

 

اشتراک گذاری مطلب

تاکنون 5 نظر ثبت شده است.

  1. به عنوان یک کارشناس کاردرمانی و کارشناس ارشد حرکات اصلاحی ،خیلی عالی بود*اگه موارد مذکور بصورت ویدیویی بود که میتونستم ببینم خیلی بهتر هم بود.باتشکر!

  2. من یک ضایع نخاعی هستم اطلاعات شما کامل بود یک سوال آیا برای کسانی مثل من که قطع نخاع کامل نیستم و نخاعم صدمه دیده در مهر کمری l4اما بعضی حرکات را تا مچ پا دارم اما وزن را تحمل نمیکند آیا در ایران جای برای درمان است آدرس بدهید لطفا

    • کاردرمانی خیلی میتواند ب شما کمک کند . من خودم یک کاردرمانگرم و مطمعنا جای بهبودی برای شما هست

  3. باسلام،داماد ما از ارتفاع ۳متری در عمر بنایی سقوط میکنند و دچار ضایع نخاعی میشود و بعد از عمل جراحی تا نزدیکی مچ پا حس دار و از ناحیه مچ پا به پایین هیچ چیزی را احساس نمیکند و نمیتواند راه برود ولی با استفاده از باکر دومتری در روز میتواند برود و بایستد البته طی این دو ستل هم کاردرمانی رفته و هم فیزیوتراپی ولی هنوز نتوانسته که وزن خودش را تحمل کند میخواستیم ببینیم که چه دکتر یا مرکز درمانی میتواند به ما کمک کند

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز