خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵
خانه » سرگرمی » بیوگرافی » همه چیز درباره مرتضی پاشایی ( عکس بیوگرافی مصاحبه )
همه چیز درباره مرتضی پاشایی ( عکس بیوگرافی مصاحبه )

همه چیز درباره مرتضی پاشایی ( عکس بیوگرافی مصاحبه )

 

بیوگرافی مرتضی پاشایی

 

مرتضی پاشایی خواننده معروف پاپ اهل کشور ایران ۲۰ مرداد ۱۳۶۳ در آریا شهر تهران چشم به جهان گشود . مرتضی پاشایی به دو ساز گیتار و پیانو مهارت دارد و به کارهای خوانندگی (سبک پاپ) تنظیم کننده و آهنگسازی مشغول است . این خواننده دانشجوای رشته گرافیک میباشد و از سن ۱۴ سالگی موسیقی را با نواختن گیتار شروع کرد که با مخالفت خانواده مواجه شد.

 

مرتضی پاشایی فعالیت هنری خود را بطور اینترنتی از سال ۱۳۸۹ شروع کرد و با روانه کردن قطعه یکی هست نگاه های بسیاری را بخود جلب کرد . اولین آلبوم این خواننده در پاییز سال ۱۳۹۱ با نام یکی هست به بازار آمد . در آن سال بسیاری بر این عقیده بودند که پاشایی پدیده سال است.

 

 

آلبوم های مرتضی پاشایی

 

۱- یکی هست

اهنگ های آلبوم یکی هست : یکی بود یکی نبود، باید کاری کنی، بیا برگرد، نبض احساس، برو، به خدا، خاطره ها، دقیقه های آخر، عشق یعنی این، دیدی، آرزو، یکی هست

 

۲- گل بیتا

آهنگ‌های آلبوم گل بیتا : آدم آهنی، آدم کش، می بخشم، بی تو می‌میرم، اطلسی، گل بیتا، هنوزم، حالا اومدی، تو رفتی، روتو برگردون، تو میری، کاش بدونی

 

 

تک آهنگ های مرتضی پاشایی

 

-روز برفی (همراه با محمدرضا گلزار)

-ادعای عشق (نسخه غیر رسمی)

– عصر پاییزی – بغض (تقدیم به بنیامین بهادری)

– جاده یک طرفه

– نفس

– به گوشت میرسه

– بزار بگم

– چند روز

– چشمای من

– چطور دلت اومد

– دل من دل تو

– دروغ دوست داشتنی

– عشق من

– گریه کن

– ماه من

– من و ببخش

– مثل شیشه

– میخوام بگم

– می‌میرم

– تقصیر

– تو فکرتم

– تو راست میگی

– یادته

– یکی هست

– زیادی

– شاید بپرسی

– ستایش

– گل بیتا

– روتو برگردون

– حالا اومدی

– تورفتی

– گل اطلسی

– بزار بگم

– ماه من

– قسم

– آدم کش

– آدم آهنی

 

 

عکس مرتضی پاشایی / بیوگرافی مرتضی پاشایی

 

 

مصاحبه با مرتضی پاشایی

 

اگر موافقی از ماجرای بیماری ات شروع می کنیم .

خودت از ابتدای قصه برایمان تعریف کن .

به هر حال بیماری تو برای موسیقی پاپ ما یک شوک بود .

 

مرتضی پاشایی : من در ابتدا دچار رفلکس معده بودم و این مساله داشت مرا ازار می داد . دچار دل درد می شدم و خلاصه حال عمومی و به خصوص دستگاه گوارشم به هم ریخته بود . علی لهراسبی که از دوستان نزدیکم محسوب می شود برایم وقت دکتر گرفت . راستش بار اول من خواب ماندم و به مطب دکتر نرفتم . مرتبه دوم علی لهراسبی به اصرار مرا نزد دکتر فرستاد و شاید اگر اصرار آن روز علی نبود من امروز در کنار شما نبودم . او جزو کسانی است که همیشه مثل یک برادر بزرگتر حامی و مشوق من بوده .

 

در هر صورت دکتر تشخیص داد باید جراحی شوم . جراحی شدم اما متاسفانه شرایط به شکلی بود که نتوانستند به توده درون معده ام دست بزنند بنابراین بستری شدم و حدود ۲۰ روز در بیمارستان بودم تحت دارو و شیمی درمانی قرار گرفتم و شکر خدا سی تی اسکن آخرم نشان می داد که اوضاع بهتر است . بعد از این دوره دارویی و شیمی درمانی و پرتو درمانی ام تمام می شود. معده ام را جراحی می کنند و انشالله همه چیز ختم به خیر خواهد شد .

 

 

 

در طول این مدت شاهد روحیه فوق العاده ای از تو بودیم .

روحیه ای که باعث شد بیماری مغلوبت نکند و حتی تو پرکار تر از شابق و با انرژی مضاعف به حضور در کنسرت ها و ارایه قطعات جدید بپردازی.

بی تعارف این روحیه و انرژی رو از کجا میاری ؟

 

مرتضی پاشایی : شک نکنید بیش ترین انرژی را از مردم می گیرم . مردم ما خونگرم و احساسی هستند و واقعا بزرگترین انرژی دنیا را دارند . گاهی معرفت هایی می بینم که فوق العاده است و به من این حس و حال رو میدهند که با توان بیشتری با بیماری ام مبارزه کنم و اجازه ندهم جسم و جانم را تسخیر کند .

 

لحظه ای که از اصل بیماری ام مطلع شدم دکترم رو راست و صریح به من گفت که شانست ۵۰-۵۰ است حتی دکتر دیگری این درصد را به ۳۰-۷۰ کاهش داد . شاید باور نکنید ولی این خبر نا خوشایند کوچکترین تاثیری در روحیه و زندگی من نداشته و حتی باعث شده من محکم تر و مصمم تر از قبل باشم .

 

همیشه می گویم همان خدایی که به من لطف کرده و مرا مورد محبت و علاقه مردم قرار داده این بیماری را برای من مقدر کرده پس جای گلایه ای نیست . این خواست خداست و من وظیفه دارم برای زندگی ام تلاش کنم و شک ندارم خدا پشتم است .

 

این جملت مرا یاد ارتور راش تنیسور مشهور آمریکایی می اندازد .

او ۳۱ سال قبل در جریان یک عمل جراحی بخاطر خون آلوده ای که به بدنش تزریق شد ایدز گرفت

و در پاسخ به نامه یکی از طرفدارانش که از او پرسیده بود چرا خداوند تو را برای این بیماری انتخاب کرد

پاسخ داد آن زمان که جام قهرمانی ویمبلدون را بالای سر برده بودم هرگز نگفتم خدایا چرا من و امروز

که درگیر بیماری هستم نیز نمی گویم خدایا چرا مرا انتخاب کردی .

 

مرتضی پاشایی : ماجرای خوبی بود که تا به حال نشنیده بودم این تز واقعی من در زندگی است . اعتقاد دارم خدا هر چه سر راهم قرار دهد حق است و یک امتحان و این واقعی ترین ایده و تفکر من است.

 

خاطرت هست که اولین اجرایت پس از مطلع شدن از بیماریت کدام اجرا بود ؟

 

مرتضی پاشایی : درست یک هفته پس از اطلاع از بیماری ام در بندرعباس روی استیج رفتم . تنها اجرایی که روی سن حال خوشی نداشتم همان اجرا بود. درگیر دارو و درمان بودم و چون ابتدای درمانم بود بدنم بسیار رنجور و خسته شده بود. به شدت از درد به خودم می پیچیدم اما نمی دانم چه حسی است وقتی روی سن می روم همه چیز به حالت عادی باز می گردد و توان چند برابری پیدا میکنم . انرژی مردم برای من یک موهبت فوق العاده است .

 

 

تاریخ مطلع شدن از بیماری در خاطرت هست ؟

 

مرتضی پاشایی : بله تقریبا اول دوم آذر ماه ۱۳۹۲ بود.

 

جالب است که در طول این مدت جدا از حضور پررنگت در کنسرت ها تک آهنگ های زیبایی هم منتشر کردی ؟

 

مرتضی پاشایی : بگذارید برایتان ماجرای تک آهنگ بغض را که به بیماری ام مرتبط است بازگو کنم . من نزد دکتر رفتم اندوسکوپی کردم و خلاصه مراحل آزمایش را پشت سر گذاشتم. در ابتدا برای این که از قضیه مطلع نشوم به من گفتند یک زخم ساده است. من هم همان زمان قصد داشتم قطعه بغض را بخوانم . دوستانم از ماجرای بیماری من مطلع شده بودند اما خبر را از من پنهان می کردند بچه ها چون می دانستند که من حدود ۲۰ روز باید در بیمارستان بستری باشم به من اصرار می کردند که هر چه زودتر بغض را بخوانم. من هم از بیمارستان یک اجازه کوتاه مدت گرفتم. به استدیو رفتم و کار را خواندم. بعد از ۲۰ روز از بیمارستان مرخص شدم . با همان حال و روز پای تنظیم بغض نشستم و خدا رو شکر کار خوبی هم شد.

 

از پنهان کاری رفقانت صحبت کردی. پس در ابتدا تو از اصل ماجرا خبر نداشتی ؟

 

مرتضی پاشایی : در ابتدا فقط مهدی کرد و مهرزاد امیرخانی از بیماری ام مطلع بودند و این مساله رو از من پنهان می کردند اما به خاطر رفتار هایی که داشتند من شک کرده بودم و اطمینان داشتم که درباره بیماری ام مساله ای هست که من نمی دانم چون همانطور که گفته بودم به من گفته بودند فقط یک زخم معده سادست. من واقعا دوست داشتم واقعیت را بدانم. دلم نمی خواست در برزخ و تردید باشم. خلاصه به دکترم اصرار کردم که حقیقت را به من بگوید و با وجود این که در آن زمان دکترم چندان به مداوای من امید نداشت در نهایت حقیقت را گفت. شکر خدا بعد از این که مراحل درمانی را شروع کردم دکترم هم به مداوایم امیدوار شد.

 

فکر میکنی بتوانی از این مرحله سخت زندگی ات به خوبی عبور کنی ؟

حس من که بسیار مثبت است . خودت چی فکر میکنی ؟

 

مرتضی پاشایی : من می گویم هرچه خدا بخواهد . همین که مردم دعایم می کنند و انرژی مثبتشان را می گیرم و لطفشان را به عینه می بینم برایم بزرگترین نعمت است. واقعا مهم نیست که قرار است چه اتفاقی بیفتد. همین انرژی های مثبت تمام زندگی من شده است.می دانم که با همین انرژی ها شکستش می دهم.

 

تو خواننده و موزیسین بسیار با پتانسیل و توانایی هستی و ماجرای بیماری هم مزید بر علت شد تا چند پله یکی کنی و بتوانی زودتر به درجه بالایی از شهرت و موفقیت برسی.

 

مرتضی پاشایی : طبیعتا وقتی هنرمندی دچار یک بیماری سخت میشود نامش بیشتر اورده میشود و مردم درباره اش بیشتر صحبت می کنند. حتی شایعاتی درباره به کما رفتن و فوت من هم مطرح شده بود. می خواهم این را بگویم که ارزش سلامتی انقدر بالاست که از دست دادنش حتی اگر مساوی با کسب شهرت و محبوبیت باشد اتفاق ناخوشایندی است. سلامتی بزرگترین نعمت خداست و البته همانطور که گفتم چون به خدا و مقدراتش اعتقاد قبلی دارم ناراضی نیستم و راضی ام به رضای او. خنده دار است اگر در درون خودم بگویم خوب شد مریض شدم و به درجه بالایی از شهرت رسیدم . ارزش سلامتی زندگی ورای این موفقیت های گذرا و زمینی است.

 

راستی شیمی درمانی و کلا بیماری روی خواندن و صدا و توانایی هایت تاثیری نگذاشته ؟

 

مرتضی پاشایی : وقتی شیمی درمانی می شوم تا یک هفته قدرت خواندن ندارم. صدایم خشک می شود و نمی توانم بخوانم اما بعدش با

.سرم و دارو های گیاهی و … خودم را تقویت می کنم و صدایم را برمیگردانم.

 

خب برگردیم به چند سال قبل.

از همان ابتدای فعالیت های حرفه ای موسیقایی ات برایمان صحبت کن.

 

مرتضی پاشایی : من فقط قصدم خوانندگی نبود. من از همان ابتدا جدا از خوانندگی کار آهنگسازی و تنظیم و حتی نوازندگی را انجام می دادم. جلوتر که رفتم به این نتیجه رسیدم که در موسیقی ایران بهتر است که یک خواننده خودش مدیریت کار های موسیقایی اش را بر عهده بگیرد. در واقع سابقه نشان داده خواننده هایی که خودشان کارهایشان را می سازند و تنظیم می کنند موفق ترند. من حتی میکس و مستر کار هایم را خودم انجام می دادم. شاید میکس من خیلی حرفه ای نبود اما من می خواستم حس کارم را در میکس دربیارم. فکر میکنم اگر پیشرفتی در کارم حاصل شد دلیلش همین بود که خودم کارهایم را مدیریت می کردم. از طرف دیگر ذایقه و سلیقه مخاطبان موسیقی را خوب می شناسم چرا که از نوجوانی شنونده خوبی بودم و حتی جدا از موسیقی به درد دل دوستانم گوش میدادم و به لحاظ احساسی در جریان آنچه مردم دوست دارند و یا دغدغه شان محسوب می شود قرار دارم. می گویند هر ادمی یک نغمه غم انگیز در درون خود دارد و من جز آن دسته افرادی هستم که می توانم نغمه درون انسان ها را بشنوم. منظورم این است احساسی که در کار هایم وجود دارد واقع بازتاب ان چیزیست که در طول همه این سالها ازمردم دریافت کرده ام .

 

اولین آهنگی که درموسیقی پاپ خواندی و منتشر کردی کدام بود؟

 

مرتضی پاشایی : اولین قطعه ام می بخشم نام داشت و بعد از ان هم چند کار دیگر مثل چشای من دنبالته و … را هم منتشر کردم اما خیلی اتفاق ویژه ای با این قطعات نیفتاد . یک سری پیگیر کارهایم شدند و طرفدارانی داشتم اما اصل ماجرا به بعد آشنایی ام با مهرزاد امیرخانی باز می گردد. با این دوست ترانه سرایم که اشنا شدم فهمیدم که از لحاظ حسی با او نزدیکی زیادی دارم و این شد که همکاریمان را آغاز کردیم. من همیشه اول ملودی را می سازم و بعد از ترانه سرا می خواهم که روی آواهای من ترانه بنویسد. این باعث می شود که ترانه هایی با وزن های جالب و غیر متعارف به وجود آید و مردمی که در کارهای موسیقی با کارهای تکراری مواجه هستند به کارهای جدید و متفاوت هم دست پیدا کنند. مهرزاد هم در این زمینه بسیار خوب کار کرده و الان هم با بسیاری از خواننده های مطرح مشغول همکاری است. خلاصه با مهرزاد همکاریمان را ادامه دادیم تا به قطعه یکی هست رسیدیم. من در ابتدا ملودی را ساختم و مهرزاد روی ملودی من ترانه نوشت. بسیار هم خوب کار کرد و حق مطلب را ادا کرد. یکی هست را پخش کردیم اما از انجایی که من هنوز در موسیقی اسم و رسمی نداشتم حدود یک سال طول کشید تا آنطور که باید مورد توجه مردم قرار گیرد. ابتدا همه فقط از کار تعریف می کردند و می گفتند چه کار زیبایی است اما ناگهان یک اتفاق خاصی رخ داد و کار به قول معروف گرفت. هنوز هم در تمام کنسرت ها مردم به این قطعه علاقه زیادی نشان می دهند و منتظر اجرایش هستند. فکر می کنم سالهای ۸۹-۹۰ بود که کار حسابی مورد توجه مخاطبان موسیقی قرار گرفت. کنسرت هایم می گویم که یکی هست آهنگ آشنایی من با مردم بوده و من موزیسین را با مخاطبان پاپ پیوند داد. با انرژی فوق العاده ای از موفقیت این کار گرفتم به راهم در موسیقی ادامه دادم و قطعات موفق دیگری را هم تولید کردم.

 

 

در تمام طول این مدت مهدی کرد مدیر برنامه های مرتضی پاشایی در کنارت بوده و فکر می کنم رابطه صمیمی میانتان برقرار است.

 

مرتضی پاشایی : مهدی پیش از تولید قطعه یکی هست با من رفیق بود و همواره مرا به ادامه کارم تشویق می کرد. آن زمان او کنسرت گذار بود و من همیشه از نگاهش و نظراتش استفاده می کردم چراکه نگاه متفاوت او به موسیقی را می شناسم و می پسندم. خیلی از آدمهای همکار و هم رده مهدی فقط به دنبال آهنگ های ریتمیک و هیت هستند اما مهدی حسی تر به موسیقی نگاه می کند و این برای من ارزشمند است. در هر صورت این مهدی بود که پی پخش شدن کارهایم را گرفت و درست زمانی که احساس کردیم قطعه یکی هست به موفقیت رسیده مهدی به من گفت که می خواهم برایت کنسرت بگذارم.

 

راستش من احساس ترس داشتم و هنوز نمی دانستم که آیا از کنسرت من استقبال خواهد شد یا نه. به خصوص که هنوز آلبومی هم منتشر نکرده بودم. اما مهدی به من اعتماد به نفس داد و تاکید کرد می خواهد این کار را انجام دهد. در هر صورت در کرج در ۳ سانس در یک سالن ۸۰۰ نفره برنامه داشتیم و مورد استقبال هم قرار گرفتیم. بعد از این کنسرت ماجرا جدی تر شد و مشغول تولید آلبوم یکی هست شدیم. مجوز ها توسط مهدی گرفته شد و این تلاش ها و دوندگی های او بود که در نهایت باعث انتشار البوم یکی هست شد

 

پس بگذار این سوال را از مهدی کرد بپرسم.

دریافت مجوز البوم یکی هست چقدر برایت سخت بود ؟

به هرحال تو می خواستی یک خواننده بدون مجوز را با مجوز و به صورت رسمی به موسیقی معرفی کنی.

 

مهدی کرد : آن موقع شرایط دفتر موسیقی با امروز فرق داشت و بسیار سخت می گرفتند. با این حال من و مرتضی به قدری عاشق این کار شده بودیم که همه سختی ها را به جان خریدیم و آنقدر پیگیری کردیم که به مجوز دست یافتیم. رفاقت من و مرتضی انقدر عمیق شده بود که من سایر فعالیت های موسیقایی و برگزاری کنسرت ها را کنسل کردم و همه توانم را گذاشتم تا مجوز البوم یکی هست را بگیرم.

با توجه به نوع ترانه ها و ملودی ها برای دریافت مجوز کارمان از بقیه مشکل تر هم بود ولی شکر خدا پس از یک سال و نیم موفق به دریافت آلبوم یکی هست شدیم.

 

برگردیم به مرتضی. تو یک کار موفق تر و محبوب تر دیگر به نام جاده یکطرفه داری

که من شخصا بسیار می پسندمش و از کارهای مورد علاقم است.

می گفتند ملودی این کار کاور است. این شایعه حقیقت داره ؟

 

مرتضی پاشایی : من تا به امروز هیچ قطعه ای را کاور نکرده ام و حتی از کاری الهام هم نگرفته ام اما چون ملودی ها و وزن ها و ریتم های نامتعارف دارند خیلی ها فکر می کنند کاور است. شاید تا به حال فقط یک تحریر را در قطعه آرزو از یک کار خارجی الهام گرفته ام. همین و بس.

 

ظاهرا در اردیبهشت ماه در کرمانشاه ۷ سانس کنسرت داشته ای.

اتفاقی که در طول سالها دست کم ماه های اخیر برای کمتر خواننده ای رخ داده است.

 

مهدی کرد : جالب تر این که دو اجرا از این ۷ اجرا ساعت ۱۰ صبح آغاز شد یعنی ساعت ۱۰ صبح سالن مملو از جمعیت بود و اگر ۲۰ سانس دیگر هم در آنجا کنسرت داشتیم باز هم بیلیت ها تمام می شد. بیلیت های مربوط به سانس ۱۰ صبح حدود ۱۰-۱۲ روز پیش از تاریخ کنسرت فروش رفته بود و عجیب تر این که در همان روز دو سانس هم بعد از ظهر اجرا داشتیم.

 

مرتضی پاشایی : برایم حیرت آور بود که مردم ساعت ۱۰ صبح به آن شدت پر انرژی و سرحال بودند. باور کن انرژی سالن در کنسرت صبحمان با کنسرت های بهد از ظهر و شب برابری می کرد.

 

مهدی کرد : روز اولی که ساعت ۱۰ صبح کنسرت داشتیم من و مرتضی خواب مانده بودیم و ساعت ۹:۳۰ بیدار شدیم. با این حال به کنسرت رسیدیم و مرتضی اجرای فوق العاده ای هم داشت.می خوام مساله ای رو مطرح کنم که تا به حال جایی نگفتم. مرتضی این روزها به شکلی عجیب و باور نکردنی انرژی دارد و حرکتش یک حرکت حماسی است.مرتضی دارد می جنگد و در واقع این اوست که مرا دنبال خودش می کشاند و از برنامه ای به برنامه دیگر می برد. شاید این را نباید جلوی مرتضی بگویم ولی دکتر ها واقعا در کار او مانده اند و می گویند با این شرایط خاص این همه انرژی را از کجا می آورد.

 

مرتضی پاشایی : من به پزشکم نگفتم تعداد کنسرت هایم زیاد است. فقط گفتم دو سانس در تهران کنسرت دارمو اتفاقا در یکی از سانس ها هم دعوتش کردم و او هم امد. بعد از کنسرت به من می گفت چگونه می تونی دو ساعت با این انرژی برنامه اجرا کنی حتی در مطب با تعجب به همکارانش میگفت مرتضی دو سانس در تهران برنامه داشته و مشکلی هم پیش نیومده. من هم سورپرایزش کردم و گفتم من در این چند وقته ۱۴ ساعت برنامه اجرا کردم.دکتر واقعا مانده بود چه بگوید. در نهایت به من گفت حالا که انقد از مردم انرژی می گیری به برگزاری کنسرت ها ادامه بده و بقیه اش را به من بسپار.

 

نام بیماری و کلمه شیمی درمانی شاید برای خیلی ها ترسناک باشد.

اولین بار که فهمیدی باید شیمی درمانی شوی چه حسی داشتی ؟

 

م.پ : در ابتدا مرا از شیمی درمانی خیلی ترساندند ولی خودم حس بدی نداشتم. البته نمی توانم کتمان کنم که شیمی درمانی واقعا زجرآور است. عوارض شیمی درمانی به شکلی است که در هفته اول پس از شیمی درمانی از جایت هم نمی توانی بلند شوی و حتی آب هم نمی توانی بخوری چون مدام حالت تهوع داری. من تا به امروز ۷ نوبت شیمی درمانی را پشت سر گذاشته ام و ۳ نوبت دیگر هم دارم تا بهد از آن مراحل پرتو درمانی ام آغاز شود.

 

همخوانی ات با محسن یگانه در کنسرت تهران از قبل برنامه ریزی شده بود ؟

مرتضی پاشایی : نه ناگهانی بود و هیچ هماهنگی خاصی صورت نگرفته بود. حتی اگر دیده باشید محسن چون شعر را حفظ نبود یک کاغذ هم در دست داشت که متن شعر را رویش نوشته بود به هرحال از او خیلی ممنونم. محسن واقعا از جمله دوستان خیلی خیلی خوب من است.

 

آهنگ های تو حس و حال شبانه دارد. به نظر می رسد تو بیشتر شب ها ملودی می سازی. اینگونه نیست ؟

 

مرتضی پاشایی : دقیقا همین گونه است. من همه کارهایم را شب هنگام ساخته ام و دارم تلاش می کنم در روز هم بتوانم کار خوب بسازم ولی نمی دانم چرا نمی شود.

 

پایان گفت و گوست. دوست داری مطلبی را اضافه کنی ؟

 

مرتضی پاشایی : هدفم از ورود به موسیقی شهرت نبود. آمده ام یک کار ماندگار انجام دهم و امیدوارم بتوانم به این هدف دست پیدا کنم.

 

 

عکس های مرتضی پاشایی

 

عکس های مرتضی پاشایی / بیوگرافی مرتضی پاشایی

 

عکس مرتضی پاشایی

 

عکس های جدید مرتضی پاشایی

 

 

 

 

 

 

دانلود آخرین آهنگ های مرتضی پاشایی

اشتراک گذاری مطلب

تاکنون 11 نظر ثبت شده است.

  1. delam vasash bad tangide

  2. مرتضی جون یادت همیشه تو دلمون زنده ست و آهنگ های قشنگ و صدای دلنشینت همیشه با ماست

  3. ستاره های اسمون فدای یک لحظه نگات
    کجایی تک ستاره ام خیلی دلم تنگه برات

    باران بند امد
    ولی نبودن تو همچنان میبارد
    باران بند امد
    ولی دوست داشتن تو بند نمی اید
    مرتضی جونم عاشقتیم تا ابد….

  4. باتمام وجودم به یادت هستم مرتضی ی عزیزم امیدوارم در آرامش باشی

  5. خیلی می دوسمت پاشایی

  6. یک کلمه عاشقتم ….توآرامش باشی

  7. مرتضی خیلی زود بودا خیلی حواست هست داره چی به سرمون میاد

  8. داداش مرتضی با اینکه خیلی دیر باهات آشنا شدم ولی خیلی آهنگاتو دوس دارم مخصوصا اون آلبوم آخرت اسمش عشقه خیلی زیباست . همه ی طرفدارانت همیشه دوستت خواهند داشت . حتی روز به روز طرفدارانت زیاد تر میشوند . روحت شاد و یادت گرامی باد.😩😢

  9. یادش گرامی وروحش شادصلوات لطفا

  10. روحش شاد و یادش گرامی

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز